اسكندر بيگ تركمان
390
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
در تصرف داشتند و از غوريان تا كنار مرغاب به تصرف اوزبكيه درآمده مير قلبابا حاكم و فرمانروا گشت در ايامى كه عبدالله خان در حدود مشهد مقدس بود اوزبكيه چنان كه عادت ايشانست بنهب و غارت و خرابى مملكت قيام داشتند صلحاء و نقباء مشهد مقدس عريضه موعظه آميز بيرون فرستادند كه شايد به آن وسيله دست از خرابى بازداشته متعرض محصولات كه اكثر بسركار فيض آثار متعلق و مدار و معاش جمعى كثير از خدمهء آن روضهء مقدسه است نگردند علماء و فضلاى اوزبكيه در جواب عريضه مكتوبى [ 259 م ] بنقباء مشهد مقدس فرستادند و مولانا محمد مشكك رستمدارى جوابى نوشته فرستاد صورت هر دو مكتوب درين صحيفه درج افتاد كه ارباب فطنت و اصحاب تميز از مطالعهء آن بهرهور گشته حسن عقايد ارباب حق و بطلان ظهور يابد . مكتوب علماء ماوراء النهر در جواب صحيفه خدمهء روضهء متبركه و نقباء مشهد مقدس معلى مزكى پوشيده نيست بر هيچ مؤمن عالم كه تعرض باموال و نفوس كسانى كه گويندهء كلمهء طيبهء - لا إله الا الله و محمد رسول اللهاند مادام كه از ايشان افعال و اقوالى كه موجب كفر است صادر نشود و عمل بطريق مرضيه سلف و ائمه رضى الله عنهم مينموده باشند جايز نيست . اما وقتى كه با تكلم به اين كلمهء طيبهء مذهب اهل سنت و جماعت و كلام علماء و اتقياء را بالكليه مهجور گردانند و مؤمنانرا با ايمان اول نگذاشته اظهار طريقه شنيعه شيعه نموده سب و لعن حضرات شيخين و ذى النورين و بعضى از ازواج طاهرات رضوان الله تعالى كه كفر است تجويز كنند بر پادشاه اسلام بلكه بر ساير انام بنابر امر حضرت ملك علام قتل و قمع آنها اعلاء لدين الحق واجب و لازم است و تخريب ابنيه و اخذ اموال و امتعهء ايشان جايز و اگر پادشاه زمان و خليفهء دوران خلد ظلاله در جهاد كه باتفاق و اجماع علما واجب و طريق حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و اصحاب كرام است با وجود قدرت و استطاعت تساهل نمايد چگونه از عهدهء سؤال و جواب ملك متعال كه يوم - لا تجزى نفس عن نفس شيئا و لا يقبل منها شفاعة و لا يؤخذ منها عدل و لا هم ينصرون كه بآيهء كريمهء و و لنسئلن الذين ارسل اليهم و غيرها ثابت شده تواند بيرون آمد و هر عاقل كه بمقتضاى عقل رفته در آيات و احاديث تأمل نمايد ظاهر ميگردد كه جماعتى كه مشرف بشرف صحبت رسالت گشته طريق بيعت و خدمت را مرعى داشته سالها در اعتلاى كلمهء حق با كفار در ركاب آن حضرت مقاتله نموده باشند خالى از شوايب نقصان و مستحق جنان خواهند بود خصوصا آنها كه بمقتضى آيهء كريمهء و لقد رضى الله عن المؤمنين اذيبا يعونك تحت الشجرة بشرف رضوان حضرت ملك منان مشرف گشتهاند اولئك الذين هديهم اللّه فبهديهم اقتده و شك نيست كه حضرات شيخين و ذى النورين ازين جملهاند كه بمصاهرت و مجانست آن سرور مكرم و معزز و صديق اعظم را حضرت عليم در كلام قديم صاحب ناميده كما يقول اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان اللّه معنا و بمقتضاى و ما ينطق عن الهوى اذ هوا الا وحى يوحى اقوال و افعال آن حضرت بموجب وحى است و آن حضرت كمال توقير و احترام ايشان ميداشته و در توصيف هر يك احاديث كثيره وارد گشته پس منكر كمال ايشان در كمال